Gonash85 |
|
|
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط دریا
|
درمانده از این دنیا من بی تو و تو تنها تو گم شده ی صحرا من تشنه ی گشتن ها من خسته ی رفتن ها تو قفل همه درها من ریشه ی این خاکم تا لحظه ی چیدن ها بوئیدن و بگذشتن از باغ اقاقی ها از اشک گل لاله پیوستن دریاها من لحظه ی دیدارم تو وقت گذشتن ها من ناله ی گفتن ها در ساکت چشمانت فریاد شکستن ها من زائر درگاهم تو عضو رسیدن ها. |
|