تبليغاتX
Gonash85
Gonash85
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط Loyal |

روزهای خوب باهم بودنمان چه زود تمام شد..
و من در حصار فاصله ها از تو تنها ماندم
روزهای شیرین با هم بودن گذشت و امروز من تنهای تنهایم
و اینک دلم هوای تو را کرده است...
دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
دلم برای گرفتن دستان مهربانت ، ودیدن آن چشمان زیبا تنگ شده است...
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد ، کاش دوباره
می توانستم آن صدایی که شب و روز به من آرامش میداد را از نزدیک بشنوم...
عزیزکم دلم برای آن خنده های قشنگت تنگ شده است...
روزهای با هم بودنمان مانند پلک بر هم گذاشتنی به سر رسیدو تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموششان  کنم را  بر جای نهاد...
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند....
دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزکم ....
دلم برای لحظه های دیدار با تو ، تنگ شده است...
چه عاشقانه دستانم را می گرفتی و در کنارم قدم میزدی ، چه
زیبا بود آن نگاه پر رمز و راز در دل کوه ، در آغوش برف و بوران !
عزیزکم دلم برای تاب بازی کودکانه تنگ شده... پاهایم مشتاقند تا دوباره سردی برف را حس کنند
آبشار وجوت را از کجا بیابم تا بر آن اوج گیرم
تا عاشقانه تر از همیشه از تو و آن عشق پاکت بنویسم...
عزیزکم دلم برای با تو بودن تنگ شده...........

Azizami

درباره وبلاگ
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
نويسندگان
پيوند ها





Powered by WebGozar

FreeCod Fall Hafez

نقد و بررسي و فروش اينترنتي كالاي ديجيتال
www.DigiKala.com
Blog Skin