Gonash85 |
|
|
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم آبان 1387 توسط tanish
|
به اولین قاصدکی که از شهر قشنگ زندگی تو بگذرد، پیغام خواهم داد که هیچ چیز نمی تواند مهرت را از دلم بیرون کند ؛ حتی فاصله ها! نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم آبان 1387 توسط tanish
|
نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم آبان 1387 توسط tanish
|
اينجا، عزيز من! خورشيد روبه رو را مي بينم هر عصر در انتهاي سرخ شقايق وارش در خواب و ماه را- كه بي رنگ و شهر را- كه بي نام اينجا هميشه ياد تو با من از ابتداي سرخ شقايق وارش بيدار: با آبها- كه جاري و شهرها- كه روشن اينجا تويي كه مي خندي،با تبسمي در چشم سبز رهگذري آرام. بيدار- خواب مستي دوشينش با جامه هاي رنگين- و آن نگاه كردن انديشناك،اما تاريك روشنش مثل سپيده دم مثل هميشه پاك مثل هميشه ياد تو با من
|
|